آموزش وردپرس
خانه / بهینه سازی سایت و سئو / استراتژی محتوا / استراتژی محتوا Content Strategy چیست ؟

استراتژی محتوا Content Strategy چیست ؟

استراتژی محتوا
استراتژی محتوا

یکی از مسایلی که این چند ساله مورد توجه قرار گرفته است استراتژی محتوا یا Content Strategy است که حتی باعث تغییر دید در صنعت IT شد. مصاحبه زیر در مورد استراتژی محتوا با یکی از این فعالان حوزه خانم Kristina Halvorson می باشد که توسط Tom May از Net Magazine در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۹۰ انجام شده است. صحبت ها ومفاهیم بسیاری خوبی مطرح شده است که توصیه می کنم مطالعه فرمایید.

عبارت «استراتژی محتوا» در سال ۲۰۰۹، اصطلاحی نا آشنا و غریبه بود. اما در حال حاضر، بسیار شناخته شده و خبر ساز است. کتاب‌های زیادی در این باره نگاشته شده، شرکت‌های تخصصی در این حوزه پدید آمدند و حتی کنفرانس‌های زیادی درباره آن اجرا شدند. کریستینا هالو رسن، تا حدود زیادی با انجام پروژه های خستگی ناپذیر در این راه، به تنهایی نقشی مهم در حوزه استراتژی محتوا داشته است.

استراتژی محتوا
استراتژی محتوا

او را به عنوان وکیل مدافع این طرح می‌شناسند. هالورسون مؤسس و مدیرعامل موسسه مشاوره ای استراتژی محتوا با نام brain traffic است. نگارنده کتاب «استراتژی محتوا برای وب» در سال ۲۰۰۹ بوده و در این حوزه، کنفرانس confab را راه اندازی کرده است. او همچنین مجری برنامه content talks نیز هست. بنابراین به نظر می‌رسد برای دریافت پاسخ‌های خود در مورد استراتژی محتوا به سراغ فردی مناسب رفته‌ایم. در عین حال باید دانست که حتی امروز نیز کسانی در حوزه وب حضور داشته که دقیقاً معنای استراتژی محتوا را نمی‌دانند.
استراتژی محتوا، شما را در هدایت محتوا برای دستیابی به اهداف کسب و کار خود، یاری می‌کند. بر اساس گفته خانم هالو رسن؛ سازمان‌ها با استفاده از آن می‌توانند به ایجاد، انتقال، مدیریت و تعیین تکلیف محتوای آنلاین و یا آفلاین وب سایت خود، بپردازند. انتشار محتوا و مدیریت چرخه عمر آن برای مردم ساده تر خواهد شد. چرا که برنامه ریزی و مدیریت محتوا جزء جدایی ناپذیر استراتژی محتوا است.

بسیاری از مردم بر این باورند که استراتژی محتوا، وسیله ای برای ساخت محتوا است. اما به گفته هالو رسن؛ این در حقیقت بخش ساده کار است. چرا که مدیریت بلند مدت محتوا، بسیار چالش بر انگیز و جدی بوده که در مراحل بعد از ایجاد محتوا، اتفاق می‌افتد. استراتژی محتوا در واقع دانستن مبدأ محتوا، شناختن شخص حقوقی یا حقیقی منتشر کننده محتوا، شناختن صاحبان محتوا و مقصد آن است.

بنابراین می‌توان گفت؛ استراتژی محتوا، تمرکز سازمان‌ها را از تفکر سنتی تولید و انتشار محتوا دور کرده و آن را بر مدیریت محتوا به عنوان موجودی که چرخه عمری به خصوص دارد، معطوف می‌کند. بعد از این، تعهدی بیشتر از سوی متولیان امر، نیاز خواهد بود و سازمان‌ها نمی‌توانند به یک مدیر پروژه برای انتشار محتوای وب سایت‌ها، اکتفا کنند.

تغییر عملکرد

در سال‌های اخیر شاهد بودیم که صنایع به استراتژی محتوا نگاهی جدی‌تر دارند. آژانس‌های تخصصی استراتژی محتوا، اقدام به نسخه پیچی برای مشتریان خود نموده و آنان را متقاعد کردند که به اپراتورهای ایجاد محتوا، بسنده نکنند. با این حال کماکان افراد کمی حاضر به پرداخت مالی برای آن بودند. اما با گذشت زمان مشتریان به این نتیجه رسیده که انتشار محتوا بدون برنامه ریزی برای آن امکان پذیر نیست و این استراتژی محتوا است که تکلیف محتوا را در مراحل مختلف مشخص می‌کند. آنان پس از مدیریت وب سایت‌ها طی سال‌های متوالی، با حجم وسیعی از داده روبرو بودند، داده‌هایی که باید نوسازی می‌شدند و یا از چرخه استفاده خارج شوند. اما این امر به دلیل در هم ریختگی و انباشتگی محتوا امکان پذیر نبود مگر با داشتن راهکاری بلند مدت و از پیش تعریف شده برای مدیریت داده‌ها به نام استراتژی محتوا.

کریستینا هالو رسن معتقد است؛ این محتوا است که بایستی با تغییرات مورد نیاز، کاربر را به سطح مطلوبی از تجربه برساند و نه جلوه های بصری و ظاهری وب سایت. به عبارت دیگر، این طراحی وب سایت است که بایستی در خدمت محتوا قرار گیرد و نه بالعکس.

اما اگر موضوع را به صورت واقع‌گرایانه تری ببینیم در خواهیم یافت که استراتژی محتوا تا کنون فقط در حد یک اصطلاح باقی مانده و در عمل، درصد بسیار زیادی از مردم از آن بهره گیری نکرده‌اند. چرا که این اصطلاح، هنوز به طور مطلوبی تبیین نشده و فقط برخی از کارشناسان و افراد خبره آن را بکار بسته‌اند. اما آنچه مشخص است، تأثیر استراتژی محتوا بر پروژه‌هایی است که هم اکنون از آن استفاده کرده و خود را در دنیای وب بالاتر می‌کشند.

استراتژی محتوا را نمی‌توان در سطح پروژه مورد بررسی قرار داد، بلکه به دلیل گستردگی دامنه پشتیبانی آن، بایستی در سطح شرکت‌ها و به صورت میدانی بررسی گردد. چه افرادی مسئولیت مدیریت محتوا را بر عهده خواهند داشت؟ آیا افرادی که در قدرت هستند، شایستگی سمت خود را دارند؟ آیا مهارت‌های درونی به درستی در ما ایجاد شده است؟ این‌ها، تماماً سؤالاتی هستند که قبل از شروع بایستی پاسخ داده شوند.

به گفته هالو رسن؛ استراتژی محتوا، برای ادارات و شرکت‌های کوچک با تعداد کارمندان ۱ تا ۱۰ نفر، مهم و حیاتی تلقی نمی‌شود. چرا که این شرکت‌ها، با انتشار و ساختار بندی صحیح داده، به راحتی می‌توانند کار خود را به پیش برده و نیازی به تدوین استراتژی ندارند. اما شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ که به انتشار محتوا به صورت گسترده در وب سایت‌های خود مشغولند، نیاز به استراتژی محتوا را به طور روز افزونی احساس می‌کنند. اما چگونه می‌توان از آن در این سازمان‌ها بهره برداری نمود؟

بر اساس آنچه می‌خواهید، برنامه ریزی کنید. در ابتدا به بازرسی و ممیزی محتوا بپردازید. از آنچه دارید، اطلاع یافته و نسبت به غنای مطالب مطمئن شوید. گزارشات لازم به افراد بالا دست را داده. نقاط ضعف و قوت آن را بیان کنید. به دنبال حامیان درون سازمانی برای برطرف کردن مشکلات محتوا باشید. افرادی که به اهمیت محتوا واقفند، بهترین گزینه هستند.

کتابی که هالورسون در این رابطه نگاشته است، نمونه ای خوب برای مطالعه در رابطه با مراحل ابتدایی تدوین استراتژی محتوا است. پیشنهاد هالورسون به شما برای مطالعات بیشتر در این رابطه، مطالعه کتاب «اصول استراتژی محتوا» نوشته ارین کیسان است. بنا به گفته او این دو کتاب مکمل یکدیگرند و با حجم کم خود، زمان زیادی از شما نمی‌گیرند. بعلاوه اینکه، برای شروع بسیار مناسب هستند. پیشنهاد دیگر او یافتن کنفرانس meetup در حوالی محل زندگی شما و شرکت در آن برای آشنایی هرچه بیشتر با موضوع است. با مراجعه به وب سایت meetup.org، می‌توانید از محل و زمان برگزاری این کنفرانس‌های بین‌المللی مطلع شوید.

مراحل بعدی

در صورتی که خواهان تبدیل شدن به متخصص حوزه استراتژی محتوا باشیم، آیا به داشتن تجربیاتی در تجربه کاربر محور نیازمندیم؟ هالو رسن با تکان دادن سر خود، منفی بودن پاسخ را اعلام می‌کند. هرگز. اگرچه مباحثات این موضوع در انجمن‌های UX (تجربه کاربر)شکل گرفت. اما در ادامه راه خود را به دیگر حوزه های تخصصی باز کرده و روز به روز گسترش می‌یابد. انجمن‌های بازاریابی، اجتماعات درون سازمانی، سایت‌های آموزشی آنلاین، حوزه روابط عمومی و … همگی در حال شروع تفکر به این موضوع و پی بردن به اهمیت بالای آن هستند. همه دانسته‌اند که داشتن برنامه ای بلند مدت برای محتوا، کاری است که مدیریت و دسترسی را بسیار ساده تر از قبل کرده و به یکپارچه سازی آن می‌انجامد. متخصصین راهکارهای سامانه های مدیریت محتوا (CMS) نیز به استقبال استفاده از استراتژی محتوا می‌روند. کارن مک گرین در اجلاسی در شرکت DurpalCon در شیکاگو، عوامل شکست و پیروزی در پیاده سازی CMS را استراتژیست ها و مدیران محتوا بر شمرد و نه برنامه‌نویسان شرکت. این سخن که در برابر ۵۰۰ نفر از کارکنان DURPAL بیان شد، با استقبال و تشویق حضار همراه بود.

داستان‌هایی از این دست، شواهدی بر درستی ادعای ما، مبنی بر پیشرفت سریع استراتژی محتوا در سال‌های اخیر است. با وجود اینکه وب سابقه ای بیش از ۱۵ سال ندارد. اما با سرعتی خیره کننده در حال حرکت روبه جلو بوده است. چرا که روز به روز افراد جدید با تخصص‌های جدید و علاقه زیاد به یادگیری متدولوژی ها و شیوه های کار بهتر، به آن وارد می‌شوند. هالو رسن، این روزها در حال تدوین نسخه ویرایش شده کتاب خود با عنوان استراتژی محتوا برای وب است. او امیدوار است که این کتاب نیز به اندازه نسخه قبلی، عملیاتی و پرکاربرد باشد.

بنمایه : http://vahidnameni.ir

درباره ی seonim

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *